ثبت اهوال
روز ثبت احوال است. مقیّدم که هرساله در این روز احوالم را ثبت کنم. سال گذشته گفتم که احوالم بد نیست. امسال اما بهترم. از وقتی "جدال دو اسلام" را خوانده ام، بهترم. احوال جسمی ام خوب است. (خواننده فهیم میداند که ناثر با در نظر گرفتن این موضوع که یک یا دو بیماری داشتن در این زمانه طبیعی است این عبارت را قلمی کرده است.) احوال روحی ام بهتر از سال قبل، اما باز هم خوب نیست. احوال شهرم - سبزوار - دارد مثل شهر "ر ه ش" میشود. احوال رفقایم خوب است ظاهرا در نبود من. این را از خبر نگرفتنشان فهمیده ام. احوال انقلابمان بد است در نگاه جزئی، خوب است و دارد پیش میرود در نگاه کلی. احوال نیمه گمشده ام قطعا بی من بد است. فقط از احوال یک نفر بیخبرم که حال او بی من بد است؛ حال من بی او مثل حال رفقایم. این را از خبر نگرفتنم فهمیده ام. احوال دنیا تعریفی نیست. تعریف نمیکنم.
به هر زبانی که بدانی و ندانی
خالی از هر تشبیه و استعاره و ایهام
تنها یک جمله برای تو خواهم نوشت
دوستت دارمــ خاص ترین مخاطب خاص دنیا …